گاهی شبا از دلتنگی خوابم نمی بره!!!
کاش می دونستی!..........که دلتنگی من ازحرفهای تلخ توست!
کاش چشم های مرطوب مرا باور می کردی ... می فهمیدی این باران نیست که می بارد...
صدای خسته ی من است که ....

خدا جونم مگه من دنبال چیم؟جز تو؟! یه جایی خوندم ... وخدا محبت است!
مگه جز مهربونی و محبت چیز دیگه می خوام؟!
پس چرا راه تاریکه؟؟؟
شاید من خیلی تارم...
خدای من
به دامن هر شب...
هزاران ستاره نشسته...
..............شبم من
خدایااااااااااااااااا
به دامنم... چرا؟......... یک ستاره ندارم؟

وقتی در مقابل عشقی که ارسال می کنم!
هیچ محبت و عشقی دریافت نمی کنم..........دلتنگ و خسته می شم!!!
هیچ چیز آرومم نمی کنه........هیچ نیرویی جز خدا بهم امید نمی ده...
خدایا مهربونم...
نکند بادی بیاید!!!
یادته
بهم می گفتی غصه نخور جوجو جونم همیشه پیشت می مونم!می گفتی اسمتو رو یه ستاره ی پر نور زدم تا شبا همیشه پیشم باشی!!!
صدای نفسات هنوز تو خاطرمه!لحظات خاصی بود... !من و تو و دریا... و خدای بالای سرمون!چه خوب هوامونو داشت................
اما چه زود خاطره شد...
راه دوری نبود...ا
مگه ازت چی می خواستم؟
شونه هایی...
برای تحمل سنگینی اشکام!!! میدونم...........کار هر کسی نیست!
گاهی وقتا چه قدر جای خالیت رو حس میکنم!
کاش بودی و مهربونی دستاتو هدیه می دادی!!!

دوستای خوبم
بغض داره خفم می کنه!!!
روزای خوب چه کوتاهن
و روزای سخت...
خدای مهربونم
وقتی دلم برات تنگ می شه ومی بینم خیلی تاریکم! یاد این شعر می افتم.....
به چشماني كه مي جويد تو را نوري عنايت كن
و خالي دو دست كوچكم را
هديه اي اينك عطا فرما
خودت گفتي كسي را دست خالي بر نگردانيد
كنون اي اولين و آخرينم
بار الها راست مي گويم
دگر من با خدايم آشتي هستم
خداوندا ببخشا آن گناهاني كه باعث شد دعايم بي اثر گردد
خدايا پيش آناني كه ميگويند من را تو نمي بخشي
تو رسوايم نكن
من گفته ام من مهربان پروردگارقادري دارم
كه مي بخشد مرا آيا به جز اين هست؟
خدايا بين من با آن كه نامت را نمي خواند فرقي نيست؟
.................

خدای مهربونم...
می دونم دوستم داری!
دوستت دارم!!!
onUnload="window.alert(' هميشه اين تويي كه ميري هميشه اين منم كه ميمونم')">