لينك ثابت
نوشته شده در یکشنبه پانزدهم مرداد 1385ساعت 9:58 توسط ..:: سحر ::..
توضيحات
یکی بود یکی نبود... زیر این سقف کبود... یه غریبه آشنا! دل و جونمو ربود... این جوری نیگام نکن !!! گل یاس مهربون... اون غریبه خودتی همیشه پیشم بمون....! سحر 20 ساله یه مسافر تنها در حوالی جاده که اومده به صدای بارون گوش بسپره...! همین!