دوستت دارم *
برای بخشی از وجودم که تو شکوفایش می کنی دوستت دارم چون دست بر دل افسرده ام می نهی، زنگارهای بی ارزش و بی مقدار به سویی می زنی و نورمی تابانی بر گنجینه های پنهانی که تاکنون در ژرفا مانده بودند.
برای آنانکه سراپرده ی دلشان مزین است به نام عشق
لينك ثابت
نوشته شده در شنبه بیست و هفتم خرداد 1385ساعت 20:26 توسط ..:: سحر ::..
توضيحات
یکی بود یکی نبود... زیر این سقف کبود... یه غریبه آشنا! دل و جونمو ربود... این جوری نیگام نکن !!! گل یاس مهربون... اون غریبه خودتی همیشه پیشم بمون....! سحر 20 ساله یه مسافر تنها در حوالی جاده که اومده به صدای بارون گوش بسپره...! همین!